أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

745

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

سلطان نجد نداريد ، به او بنويسيد تا به شما يا هر كسى را كه صلاح مىداند ، اختيارات بدهد تا در اين باره مذاكره شود . در اين صورت ، تا وقت آمدن پاسخ ، جنگ ميان ما و شما متوقف شود . اگر هيچ كدام از اين مطالب را نمىپذيريد ، به هر روى ، كار در اختيار كسى خواهد بود كه عزّت و قدرت دارد . نامهء ملك على به سلطان عبدالعزيز ملك على در 28 ربيع الاول تلگراف زير را براى سلطان عبدالعزيز ارسال كرد : بعد از سلام و احترام : شما مىدانيد كه مردم عرب حجاز ، صلح‌خواه بوده و مايل هستند تا شقاق و اختلاف ميان عرب نباشد . به همين جهت و بر همين مبناست كه با تغيير شكل حكومت موافقت كرده و مرا به نام پادشاه برگزيده‌اند . اكنون كه امانت پادشاهى در اختيار من قرار گرفته است ، بايد به مهمّات و واجبات آن با تمام شرف خويش بپردازم ، بنابراين ، به خاطر انقياد نسبت به فرامين الهى ، و به خاطر علاقه به اتحاد ميان ما ، و به خاطر جلوگيرى از خونريزى ميان امت واحده ، و به خاطر پيروى از رأى عالَم اسلامى و آنچه كه از همهء بلاد عربى در موافقت با اين مبانى و اصول مىرسد ، در پى آن هستم تا با همهء امكانات به صلحى شريف كه همهء مشكلات و موانع ميان طرفين را از ميان بردارد برسيم و معاهده‌اى را بپذيريم كه در آن مصلحت همهء مسلمانان به طور عموم و عرب به طور خاص باشد . به همين جهت ما بدون جنگ از مكه عقب نشينى كرديم براى آن كه فجايع طائف تكرار نشود . اينجا در انتظار پاسخ نامهء اوّل كه از جده به شما نوشتيم ، نشستيم كه تاكنون پاسخى نيامده است . از آن جا كه هيچ كس در رأس سپاه شما نيست كه امكان گفتگو با او باشد ، مجدداً به شما نامه نوشتم . من اين نامه را براى مردم هم خواهم خواند . به حضرت شما اطلاع مىدهم كه اين سرزمين ، حالت نظامى به خود گرفته و به اذن الهى امكان بازگشت به وضعيت قبل و بدست آوردن هر آنچه از دست داده هست . اگر شما اين پيشنهاد اخير را براى گفتگو مىپذيريد ، به فرمانده سپاهتان در مكه اطلاع دهيد